کلیه حقوق متعلق به asheqqadimi میباشد.1385
   1   2   3      >
+ محبت چيست؟ .::. چهارشنبه 30/5/1387 .::. مصطفي

به محبت اصيل فکر ميکردم. ياد مهربان بودن خدا افتادم. خدا که احساسات ندارد، پس محبتش چيه؟ و اذا سالک عبادي عني فاني قريب، مطلب کمي نيست. اين يک محبت پيشرفته است فراتر از  روزي دهي. خدا چرا اين محبت را دارد مطلب نيست. ماهيت اين محبت هم خيلي مورد بحث نيست. اينکه بگيم تعريف مهرباني خدا با مهرباني ما فرق دارد، وقتي واضح است که بجايش بگويم: محبت خدا با برداشت ما از محبت فرق دارد.
محبت خدا را تعريف نميکنم. اما پرسشي مطرح ميکنم: شايد محبت حقيقي و ماندي،
                                                                                   محبت اصيل و واقعي
                                                                                             اون مدل محبت باشد
                                                                               نه محبت از روي احساسات و عواطف.

<> 12:13 عصر <> پیام:


+ حرف براي نگفتن .::. چهارشنبه 30/5/1387 .::. مصطفي

خدايا! حرف بسيار است، اما نه براي زدن! قدرتي مرا ده تا بشنوم.

<> 12:13 عصر <> پیام:


+ مردي ناشناس ( گزارشي از چهلم علامه نوري) .::. چهارشنبه 30/5/1387 .::. مصطفي

امروز چهلم علامه نوري در حسينه اش برگزار شد. مراسمي ساده در حسينه اي ساده و بي حضور ملموس خبرنگاران. با سخنراني آقاي حسيني نژاد و مداحي. اين شد که تصميم گرفتم گزارش مصوري از اين مصوري از اين مراسم تهيه کنم.
براي آشنايي با ايشان به ذکر چند نکته بسنده ميکنم. ايشان از علامه ي بزرگ تهران بود که در منطقه ي خاوري تهران زندگي ميکرد. ايشان از مسببين 17 شهريور 57 و کسي بود که باعث برگزاري مراسم در ميدان ژاله (شهداي کنوي) شد. ايشان پيگير امر تبليغ براي مردمان غيرپارسي زبان بود و هزاران نفر را به دين نوين اسلام مشرف کرد. کتابهاي بسياري به زبانهاي مانند انگليسي فرانسه و ... براي تبليغ اسلامدر انشترات خود منتشر کرد. زبان من از شرح مناسب ناتوان است پس بسنده ميکنم.








مراسم ديگري فردا از 10-12 در شهر بلده برگزار ميگردد.

<> 12:13 عصر <> پیام:


+ بخنيدم! بخنديم! با هم! .::. چهارشنبه 30/5/1387 .::. مصطفي

به نام خداوند بخشنده ي بخشايشگر

سلام به همه هميهنان ارجمند و گرامي! حال شما خوبه؟

بحث «جوک کوتاه»
را ميخواندم. مطالب را که ميخواندم، مطالبي در باب قوميتها و گروههاي
مختلف بنظرم رسيد. اجازه بدهيد با  مقدمه اي، اين موضوع را خرده اي بشکافم.

لطيفه هاي قوميتي چند دسته است.

1-استفاده از يک ويژگي آن قوم: اين دسته صرفنظر از اينکه آن ويژگي نسبت به
آن قوم چه ميزان صادق باشد، به شيوه اي گوناگوني اجرا ميشود. در يک شيوه
فرضا با استفاده از شيوه ي گويش، موقعيتهاي طنزي آفريده ميشود. در شيوه ي
ديگر اغلب با نکوهش يک يا چند صفت و ويژگي قوميتها انجام ميشود.

2-نسبت دادن: خيليها وقتي از دست کسي ناراحتند، صفاتي که در آن فرد نيست
را بصورت دشنام ميگويند. شبيه اين موضوع در اين دسته است. براي روشن شدن
مثالي ميزنم. ترک زبانان گرامي کشور - که نژاد ايراني دارند- در لطيفه ها
گاهي با لفظ «خر« (گاهي به معناي يک حيوان گاهي به معناي بزرگ) مورد اشاره
قرار ميگيرند. اگر صفت «بيلمزي» بر اينان قابل برچسب زدن باشد، آنگاه گفتن
خر دشنام دادن است. اگر نباشد، نشانه ي کينه و دشمني است.



ما ايرانيان دشمنان زيادي داريم. انيران در برابر ماست. برخي از اقدامات
ما - حتي اگر بر پايه ي واقعيتي باشد آنهم واقعيتي عمومي نه خصو صي-  باز
هم سبب رنجش و کدورت جمعي از هميهنان، هميهنان مسلمان و شيعه ي ما ميشود.
هر کدام از اين واژگان داراي دشمناني است. ما متعهد به دفاع از هويت خود
هستيم. آيا اينکارها خيانت نيست؟ بياييد دست در دست هم بدهيم تا بمانيم.



خدايا مردمان اين کشور از اندک شيعيان جهان هستند. آنها به ريسمان خودت متصل نما!

<> 12:13 عصر <> پیام:


+ يک مرد خدا در همين نزديکي .::. چهارشنبه 30/5/1387 .::. مصطفي

امشب عکسي مربوط به يک مرد خدايي ميگذارم. لذت ببريد.




و  بزرگ دو قسمت از تصوير  چپ     راست

<> 12:13 عصر <> پیام:


+ يک عکس/ يک نظر .::. چهارشنبه 30/5/1387 .::. مصطفي

/


به نظر شما اين عاقبت اين بچه چي ميشه؟

<> 12:13 عصر <> پیام:


+ قویترین دشمن .::. چهارشنبه 30/5/1387 .::. مصطفي

یک سازمان و جهان پیرامون آن با هم کنش و واکنش دارند. در این جهان پیرامون دشمنان آن سازمان هستند که میخواهند و شاید میتوانند به آن صدمه بزنند. باید آگاه بود که دشمن میتواند خطرناک باشد و نباید دشمن را دست کم گرفت. به گفته ای: صد دوست کم و یک دشمن زیاد است.
اما از این دشمن خطرناکتر دشمن درون سازمانی هست. یک سازمان از بخشهای گوناگونی تشکیل شده است. یکی از این بخشها افرادی هستند که درون سازمان هستند و درجات مختلفی از وفاداری به سازمان را ابراز داشته اند. این افراد وقتی دشمن باشند (منافق) یا به صف دشمنان بروند (دشمن بیرونی آگاه)، بمراتب از دشمن پیشین خطرناکترند.
اکنون به پرسش بحث میرسیم. آیا از این دو گروه دشمن خطرناکتری هم هست؟ پاسخ این پرسش سنگینتر است. در یک سازمان، گروهی از افراد (یا اجزا) وجود دارد که سر سازمان ( یا در مواردی هسته ی سازمان، بخشهایی که فراتر از افراد مورد اعتمادند اصلا سازمان بر آنان بنیانگذارده شده است)، این افراد میتوانند خطرناکترین دشمن سازمان باشند. چرا به جهاد با نفس جهاد اکبر گفته شد؟ چون در اینجا با خودت (بنیانگذار سازمان تو حالا نامت هر چه باشد بینانگذارآن نام) مبارزه میکنی. اینجا مبارزه بسیار سخت است. از سویی اثبات دشمنی چیزی که بنای سازمان بر آن گذارده شده است سخت است. از سویی دیگر مبارز اصلی با این خود این است (مبارزه ی خود با خود) چون خود این، سازمان را ساخته است پس مدعی اصلی اوست از سمت دیگر دشمن هم خود اوست، یعنی هیچکس جز خود این نمیتواند نقش اصلی در این مبارزه را ایفا کند. در بسیاری از موارد خود این یا متوجه نیست و یا خود را به نفهمی میزند، پس تلاشی جهت مبارزه با دشمن نمیکند، این در حالی است که در صورت توجه هم مبارزه ی سختی خواهد بود. حاسبوا قبل ان تحاسبوا به شما ایراد نمیگیرند که چرا فلانی گنه کرد، اما خواهند گفت تو چرا درست نبودی.
در پایان اشاره َشود که یکی از نیرومندترین روشهای ضربه زدن به یک سازمان، همین انحراف بنیان آن سازمان است. آنچنا که حتی فرد استحاله شود و این را نپذیرد.
خدایا در ظهور مولا امام زمان تسریع کن و درود و سلام تو بر محمد و خاندان پاکش باد.

<> 12:13 عصر <> پیام:


+ تفاوت چهارچوب و محتوی .::. چهارشنبه 30/5/1387 .::. مصطفي

موضع جالبی است. این دو چیستند و چه فرقی دارند و چه ارزشی شناخت آنها دارد؟چهارچوب و محتوی را توضیح خواهیم داد (ان شاالله). بنده آدمی مهربان باشم. مهربانی چیست؟ مهربانی محتوای رفتار من است. اما در کنار این محتوی چیز دیگری وجود دارد. من مهربان باشم، تو هم قد من مهربان باشی، هر دو محتوای یکسانی داریم، اما آیا رفتار من و تو به یک شیوه است؟ شیوه ی مهربانی کردن وقتی متفاوت است، بحث چهارچوب شروع میشود. یک مثال دیگر بزنم: مردم بهمان شهر انسانهای با خوبی به فلان میزان هستند. مردم شهر دیگری هم خوب هستند. اما آیا این دو گروه به یک شیوه رفتار میکنند؟ این شیوه و قالب و چیزی که رفتار و ماهیت و محتوی در آن قرار میگیرد، چهارچوب است.
بعد از روشن شدن احتمالی چهارچوب و محتوی، به اهمیت چهارچوب میپردازیم. مردم دو شهر یاد شده ممکن است هر دو خوب باشند، اما آیا لزوما میتوانند براحتی پیش هم زندگی کنند؟ آیا یک فرد از این شهر در شهر دوم میتواند عین شهر خودش بزید؟ (پاسخ این پرسش را بسیاری میدانند اما اینجا یک حاشیه ای بگویم. اگر محتوی به کمال رسیده باشد، چهارچوب بی ارزش میشود). آیا دیده اید برخی آدمها با برخی دیگر نمیتوانند کنار بیایند یا به اصطلاح فاز نمیدن و یا بری افراد چندان خوب نیستند اما برای کاری برگزیده میشوند. این تنها بدلیل محتوی نیست، بلکه چهارچوب هم مهم است. شاید یکی از تفاوت امامان مختلف، تفاوت در چهارچوب باشد. به اثر چهارچوب در انتخاب همسر هم فکر کنید.
لطفا به گسنرش این مفهوم با نوشته ها و نقدهای خود، یاری رسانید.

<> 12:13 عصر <> پیام:


+ شیطان، اغما و ما .::. چهارشنبه 30/5/1387 .::. مصطفي

بسم الله الرحمن الرحیم
مجموعه ی تلویزیونی اغما را دیدید؟ امشب قسمت آخرشو پخش کرد. البته قرار است فردا هم تکرار کند. این کار هم مانند خیلی از کارهایی دیگر نکات مثبت و منفیی داشت. از نکات منفیی مانند توانای زیاد شیطانش میگذرم و به نکات مثبتی در این فیلم یا به قولی نگاهی خوب ببینده به این کار میپردازیم.
نکته ی خوبی بود، شیطان تنها وسوسه میکرد (البته شیوه گول زدنش ناجوانمردانه بود که با این بخش کاری نداریم) و بطور فیزیکی کاری نمیکرد. نمیدونم بازیهایی کامپیوتری کردید یا نه؟ در برخی مواقع شما شکست خوردید اما بازی هنوز تموم نشده، مثلا شما اینور دیوار افتادید و کسی میرود تا سنگی را بر روی شما ول کند. شما هیچ کاری نمیتوانید بکنید. هر چی جیغ بزنید، فریاد بزنید یا بالا بپرید فایده ای ندارد، او کار خود را میکند. داستان امشابهی اینجاست، خدا به آدم گفت به آن درخت نزدیک نشو! اما شیطان سوگند خورد برای آدم. آدم چیکار کرد؟ حرف شیطان را از حرف خدا که کهنه شده بود، بیشتر حساب کرد. عکس اون بازی. بر یقین خود شک نمیکند. میرود و کارهای شما بر او تاثیری ندارد، چون شما بر او تسلطی ندارید.
نکته جالب دیگری را اشاره کنم. پیر بابا (محمود) به طه پژوهان در پاسخ پرسش که چگونه میتوانست بفهمد الیاس دارد گولش میزند اشاره کرد که او خلاف شرع میخواست. این نکته ی ظریفی است، عقل ما آن زمانی کافیست که میفهمد باید به یک مرجعی تکیه کند. اصلا چرا رسالت پیامبر وابسته به اعلام ولایت مولا است؟ (بر آنها و خاندانشان درود خدا باد). اگر علی نبود مرجع نبود. جماعت گمراه میشد بی انکه راه هدایت را بشناسد. در اینجا هم مرجعیت مرجع بود. خروج از خط اسلام نکته ی ریزی شاید بنظر برسد، اما سنگی برای گمراهی است.
نکته ی دیگری در باب وسوسه شیطان، مداومتش بود. پله پله، برای سقوط بزرگ ذره ذره پیش میرفت. پس باید مواظب بود.اگر دلمان مال حرام میخواهد و داریم با او مبارزه میکنیم، فرضا این مال حرام با ستم بر کسی بدست می آید، شیطان در وهله ی اول که نتواسنته هنوز به آن مقصودش برسد، ممکن است تشویق کند که با او بد رفتاری کن یا ولخرجی کن. او مکر دارد و البته خدا مکری قویتر دارد.
ادامه دارد؟

<> 12:13 عصر <> پیام:


+ تالار آیه های انتظارم، امرزو، فردا .::. چهارشنبه 30/5/1387 .::. مصطفي

چند ماه پیش که با حضور تنی از بزرگواران سنگ بنای این تالار گذاشته شد، نخستین هدف پا گرفتن و قوام یافتن تالار بود. طی این مدت تالار از فضل خدای یگانه - سپاس او را- نه تنها رونق مناسبی یافت، بلکه کیفیت مطالاب ارائه شده، بمیزان قابل قبولی افزایش یافت. در زمانی نه چندان دور از نظر سخنران، کیفیت سخنرانی و تنوع مطالب ما با مضیقه روبرو بودیم. بحمدلله امروز مطالب ارئه شده در تالار آیه های انتظار جالبتر و پربارتر و دارای برتریهایی نسبت (یا حداقل برابر) به سخنرانیهای معمولی است. در اینجا باید قدردان و سپساگذار زحمتکشان این تالار بود . این مرحله را میتوان مرحله ی دوم پیشرفت تالار حساب کرد. اشاره شد به برتریهای این تالار نسبت به سخنرانیهای معمولی شد. اگر یکی از معروفترین سخنرانان به محل شما بیاید و سخنرانی کند، در مورد دسته ی خاصی از مسائل صحبت خواهد کرد. اما در اینجا گستره ی وسیعی از مطالب، حتی روانشاسی و بهورزی قابل ارئه است. حتی این امکان است که سخنرانان مختلفی از نفاط مختلف جهان به ارائه ی مطالب خود بپردازند. الحمدلله تا این روز (آدینه) اکثر مطالب ارائه شده - علی رغم آزادی موجود- خالی از نشر عقاید انحرافی یا تبلیغ جناحهای سیاسی بوده است. پس از مرحله توانمندی تالار (مرحله ی دوم) اکنون نوبت مرحله ی سوم است، مرحله ی میوه زایی تالار. در این مرحله تالار به محیطهای دیگری باید صادر گردد و اینگونه اندیشه ی انتظار و اجتماع دوستان اهل بیت در محیط مجازی با ابزاری غیر متن محور یا متن محور گسترش خواهد یافت. در این مرحله تبلیغ اهمیت دو چندانی خواهد یافت و دوستان باید به نقد و توجه به تالار در نوشته های خود بپردازند و مسئولین تالار هم به مقوله ی تبلیغ توجه بیشتری نشان دهند. در این مرحله تالار از مفهومی گروهی خارج به مفهوم فراگیر در محیط مجازی تبدیل خواهد شد.

<> 12:13 عصر <> پیام:


   1   2   3      >
اطلاعات

نامه

يــــاهـو

میهمانان
گروه آيه هاي انتظار
يک نفر
شادروان ايليا که نميشناختمش
صداي عدالت
دانشنامه ی آزاد
روزي روزگاري سنگ صبوري
مهدینامه
بهارستان
داريوش
بوترابي
دي: جي علي خطر!
خودم
عشقولانه
بازي بزرگان
تقاطع
هيأت پيام آوران عاشورا
Young Astronomers Club باشگاه منجمان جوان
دوست
















آمار امروز:3
امار کل:9838
بایگانی
84 [55]
85 و ديگر نوشته ها [25]
مذهبی [3]
اجتماعی [3]
دانش

موضوعات
جامعه
تفريح
هنر
مذهب
انقلاب اسلامي
ادبيات
اخلاق و عرفان



بنده
پارسی بلاگ
 RSS 

اللهم عحل لولیک الفرج